![]() |
![]() |
|
| روز نامه |
|
سلام.سلام.سلام. چند هزار بار بار سلام.کي جواب؟ها...کي جواب؟ من مشتاق را بي پاسخ مگذار. به چشمه به آسمان به درخت به برگ و به زمين گوش ميدهم شايد طنين صداي تو را از لابه لاي ترانه بودنشان بشنوم که آهسته ميگويي: بيقرار...سلام.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 0:27 توسط مونا |
|
|
کدامين جاده امشب ميگذارد سر به پاي تو؟ عزيز اينجا طلوع پيدا نيست.اينجا غروب پيدا نيست. اين هميشه خاکستري روزهاي عمر من که بي هيچ افقي ره مي سپرند و ميروند. هر چه نشانه پشت اين بي نوريست.هر چه آشنا, هر آنچه نور,هر چه باران ,هر چه گل,پشت اين بي نوريست. هميشه نور! هميشه نور که ميخواستم روزي عبور تو را از اين پرده خاکستري ببينم. کدامين جاده امشب میگذارد سر به پاي تو؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 11:12 توسط مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| ... |
استدعا می شود برای هر گونه برداشت و نقل قول از این وبلاگ نام ماخذ ذکر شود.
|
|
RSS
|