![]() |
![]() |
|
| روز نامه |
|
هر روز چشم باز ميکنم و در اين هياهوي بي نور پي روزنه ميگردم. شايد آن سوي بي نوري , پشت اين روزهاي بي خورشيد, دريايي از مهر و نور باشد. بايد بروم. بايد از اين پرده عبور کنم. کدامين جاده امشب ميگذارد سر به پاي تو؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 15:17 توسط مونا |
|
|
زندگي با ماجراهاي فراوانش ظاهري دارد بسان بيشه اي بغرنج و درهم باف ماجرا ها گونه گون و رنگ وارنگ است. چيست اما ساده تر از اينکه در باطن تار و پود هيچي و پوچي هماهنگ است؟ ماجراي زندگي آيا جز مشقتهاي شوقي توامان با زجر اختيارش هم عنان با جبر بسترش بر بعد فرار و مه آلود زمان لغزان در فضاي کشف پوچ ماجراها چيست؟ من بگويم يا تو ميگويي هيچ جز اين نيست؟ (مهدی اخوان ثالث)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 23:7 توسط مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| ... |
استدعا می شود برای هر گونه برداشت و نقل قول از این وبلاگ نام ماخذ ذکر شود.
|
|
RSS
|