![]() |
![]() |
|
| روز نامه |
|
ای همه گل های از سرما کبود خنده هاتان را که از لبها ربود؟ مهر هرگزاینچنین غمگین نتافت باغ هرگز اینچنین تنها نبود. روزگاری شام غمگین خزان خوش تر از صبح بهارم مینمود. این زمان حال شما حال من است ای همه گل های از سرما کبود. (فریدون مشیری) قسمت آخر شعر و ننوشتم.همین طوری!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 0:17 توسط مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| ... |
استدعا می شود برای هر گونه برداشت و نقل قول از این وبلاگ نام ماخذ ذکر شود.
|
|
RSS
|